به گزارش مشرق، دوست داشتن و اظهار محبت نسبت به هر انسانی درنتیجه شناخت به دست میآید. شناختی هم که زمینهساز محبت میشود و میتواند اعتقاد و باوری همیشگی و پایدار در انسان ایجاد کند. محبت خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هم مهری است که درنتیجه شناخت به دست میآید و در نهایت به اعتقاد و ایمانی محکم و خدشهناپذیر منجر میشود. اما والدین در ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در قلب فرزندان خود چه نقشی دارند؟ با چه شیوههایی میشود محبت آن بزرگان را در وجود فرزندان نهادینه کرد؟ نقطه آغاز تربیت بر اساس محبت ایشان چه سنی است؟
پاسخ این سؤالات و نکات مهم دیگری را در گفتگو با دکتر مریم باقرزاده، استاد حوزه و دانشگاه و کارشناس مسائل دینی، بررسی کردیم.
آن طور که این محقق اسلامی شرح میدهد، داستانهایی از شیوه زندگی کردن امامان معصوم علیهم السلام هم راه بسیار خوبی برای ایجاد محبت آن بزرگان در قلب کودک و نوجوان است. به این ترتیب پدر و مادر میتوانند خوبیها و فضیلتهای امامان معصوم علیهم السلام را برای فرزند خود بازگو کنند تا از این طریق از زندگی آنان الگو بگیرند. این روش، شیوه مؤثری است تا کانال تبلیغ سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام به روی فرزندان باز شود و آنها آموزههای دینی را یاد بگیرند و بتوانند در برابر انواع تهاجمات فرهنگی و تبلیغ فرهنگهای غلط مقاومت کنند.
البته در این مورد باید به نکتهای توجه داشته باشیم و آن، این است که وقتی انسان، چه بزرگسال و چه کودک نسبت به شخصیتی شناخت پیدا میکند و او را خوبی و نیکی میشناسد، مهر او چنان در قلبش جای میگیرد که هیچ چیزی نمیتواند آن علاقه را از بین ببرد. حال اگر این شخصیت، انسانهای ویژهای مانند ائمه اطهار علیهم السلام باشند، الگو گرفتن در سبک زندگی هم مورد توجه قرار میگیرد و انسان میتواند آن بزرگان را نمونه رفتارهای انسانی قرار داده و از ایشان تبعیت کند.
خوب است که والدین و بزرگترهای خانواده به منابع و کتابهای مرتبط با سبک زندگی و سیره مراجعه کرده و با مطالعه این آثار، فرزند خود را با شخصیت و منش امامان علیهم السلام آشنا کنند. این آشنایی راه محبت را به روی قلب کودک و نوجوان باز میکند. به عبارت دیگر، مطالعه کتابهای تاریخی درباره پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و بازگو کردن این وقایع موجب میشود که فرزندان درک بهتر و عمیقتری نسبت به آن حضرت داشته باشند و از شخصیت مقدس و والای ایشان الگو بگیرند. به این ترتیب قلب آنها متحول میشود و معارف و حقایق والایی برای زندگی خود به دست میآورند.
به عنوان مثال تعریف کردن داستان پیرمرد و امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و نحوه وضو یاد دادن و یا رفتار پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله با کودکان و سلام دادن به آنها، یا بغل کردن و بوسیدن کودکان خردسال مسلمانان. نکته جالب توجه اینکه حتی معرفی کودکان ائمه اطهار علیهم السلام و جاذبههای رفتاری آنان برای کودکان ما تأثیرگذار است و جاذبه زیادی برای آنها دارد. بنابراین اگر مهر و محبت در دل کودک و نوجوان به شکل یک بذر کاشته شده باشد، با ذکر نمونههای خوب اخلاقی و سیره امامان علیهم السلام باید آن را آبیاری کرد تا هم خشک نشود و هم به خوبی رشد کند و ثمرات بیشتری بدهد.
قبل از تولد فرزند، به فکر باش
در برخی از روایتها عنوان شده که عشق و علاقه به ائمه اطهار علیهم السلام قبل از تولد و حتی در دوران جنینی انسان ایجاد میشود. این امر چگونه تحقق مییابد؟
یکی از اساسیترین و سرنوشتسازترین مرحلههای تکوین شخصیت هر انسان، مرحله انعقاد نطفه اوست. به عبارت دیگر شکل گرفتن نطفه هر انسانی و حلالزاده بودن او از جمله مهمترین عوامل برای درک ولایت و محبت امامان معصوم علیهم السلام است.
تا زمانی که اساس شخصیت فرد به طور مشروع بنا نشده باشد، نمیتوان انتظار داشت که ولی خدا را دوست داشته باشد و توانایی درک حقیقت وجود امام را داشته باشد.
بنابراین پدر و مادر زمانی میتوانند امیدوار باشند که فرزندشان محبت و مودت اهل بیت علیهم السلام را در قلب خود خواهد داشت که به پاکی و حلالزادگی او دقت کرده باشند. در غیر این صورت، مانع و چالش بزرگی برای پذیرش و درک وجود مقدس اهل بیت علیهم السلام خواهد داشت.
آیا در این مورد حدیثی عنوان شده است؟
بله. شیخ صدوق همین مفهوم را در کتاب امالی به نقل از پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله نوشته که آن حضرت فرمودهاند که: «با ما دشمنی نمیکند مگر کسی که ولادتش ناپاک باشد.»
امام محمدباقر علیه السلام هم درباره ارتباط حلالزادگی و محبت داشتن نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام فرمودهاند: «هر کسی که صبح کند و خنکای محبت ما را در دلش احساس کند، پس خداوند را بر نخستین نعمت سپاس گوید.» پرسیدند: «نخستین نعمت کدام است؟» امام محمدباقر علیه السلام فرمودند: «حلالزادگی.»
فرزندت به خودت میرود
این، یک قانون طبیعی است که فرزند هر کسی کم و بیش به خودش شبیه میشود. پس اگر پدر و مادری دوست دارند فرزندشان محب و دوستدار اهل بیت علیهم السلام باشد، باید اول خودشان این محبت را در وجود خودشان ایجاد کنند تا بعدها بتوانند آثار آن را در رفتار و گفتار فرزندشان تماشا کنند و لذت ببرند.
آشنایی با کسی که عشق اهل بیت را از مادرش به ارث برد
نمونه این دوست داشتن را میتوان در رفتارهای محمد بن ابی بکر جستجو کرد. او فرزند اسماء بنت عمیس بود که دوستی ولایت و امامت را از مادر ولایی و دانای خود به ارث برده و آموخته بود. اسماء یکی از دوستداران حقیقی حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها بود و تنها زنی بود که طبق وصیت حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها اجازه شرکت در مراسم غسل و تدفین آن حضرت را داشت.
محمد بن ابی بکر هم دوستی اهل بیت علیهم السلام را از مادرش به ارث برد تا آنجا که در جنگ جمل و صفین در رکاب حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام جنگید و وقتی به دستور آن حضرت در سن 28 سالگی به فرمانروایی مصر رسید، به دستور معاویه و با لبهای تشنه به شهادت رسید.
امام صادق علیه السلام درباره او فرمودهاند: «محمد بن ابی بکر نجابت را از مادرش به ارث برده بود.»
بنابراین کسی که دوستدار حقیقی نسبت به امامان معصوم علیهم السلام باشند، امکان بیشتری برای ایجاد این محبت در قلب کودک و نوجوان خود دارد. البته باید توجه داشت که این نوع خصوصیات بلافاصله پس از انعقاد نطفه بر فرند اثر میگذارد و از آن به بعد داشتن چنین محبتی به عوامل محیطی مربوط میشود.
به همین دلیل است که روانشناسان باور دارند که پایههای شخصیت انسان سالها قبل از تولد او بنا گذاشته میشود و به همین دلیل برای داشتن فرزندی دوستدار اهل بیت علیهم السلام باید قبل از تولد او اقدام کرد.
معرفی در قالب داستان
منظور از عوامل محیطی چیست؟
مانند بردن فرزندان در مسجدها و هیئتها و یا تعریف کردن داستانهایی از ائمه اطهار علیهم السلام.
البته در این مورد تعریف کردن داستانهایی از شیوه زندگی کردن امامان معصوم علیهم السلام هم راه بسیار خوبی برای ایجاد محبت آن بزرگان در قلب کودک و نوجوان است. به این ترتیب پدر و مادر میتوانند خوبیها و فضیلتهای امامان معصوم علیهم السلام را برای فرزند خود بازگو کنند تا از این طریق از زندگی آنان الگو بگیرند.
این روش، شیوه مؤثری است تا کانال تبلیغ سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام به روی فرزندان باز شود و آنها آموزههای دینی را یاد بگیرند و بتوانند در برابر انواع تهاجمات فرهنگی و تبلیغ فرهنگهای غلط مقاومت کنند.
بنابراین وقتی پدر و مادری میخواهند فرزند خود را با شیوههای زندگی به سبک ائمه اطهار علیهم السلام آشنا کرده و او را به نحوی با آن بزرگان انس و الفت بدهند که محبت به عنوان کانالی برای زندگی صحیح او قرار بگیرد، لازم است که خوبیها و محاسن آنان را برای کودک یا نوجوان تعریف کنند.
البته در این مورد باید به نکتهای توجه داشته باشیم و آن، این است که وقتی انسان، چه بزرگسال و چه کودک نسبت به شخصیتی شناخت پیدا میکند و او را خوبی و نیکی میشناسد، مهر او چنان در قلبش جای میگیرد که هیچ چیزی نمیتواند آن علاقه را از بین ببرد. حال اگر این شخصیت، انسانهای ویژهای مانند ائمه اطهار علیهم السلام باشند، الگو گرفتن در سبک زندگی هم مورد توجه قرار میگیرد و انسان میتواند آن بزرگان را نمونه رفتارهای انسانی قرار داده و از ایشان تبعیت کند.
والدین اهل مطالعه منابع دینی باشند
خوب است که والدین و بزرگترهای خانواده به منابع و کتابهای مرتبط با سبک زندگی و سیره مراجعه کرده و با مطالعه این آثار، فرزند خود را با شخصیت و منش امامان علیهم السلام آشنا کنند. این آشنایی راه محبت را به روی قلب کودک و نوجوان باز میکند.
به عبارت دیگر، مطالعه کتابهای تاریخی درباره پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و بازگو کردن این وقایع موجب میشود که فرزندان درک بهتر و عمیقتری نسبت به آن حضرت داشته باشند و از شخصیت مقدس و والای ایشان الگو بگیرند. به این ترتیب قلب آنها متحول میشود و معارف و حقایق والایی برای زندگی خود به دست میآورند.
به عنوان مثال تعریف کردن داستان پیرمرد و امام حسن و امام حسین علیهما السلام و نحوه وضو یاد دادن و یا رفتار پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله با کودکان و سلام دادن به آنها، یا بغل کردن و بوسیدن کودکان خردسال مسلمانان.
نکته جالب توجه اینکه حتی معرفی کودکان ائمه اطهار علیهم السلام و جاذبههای رفتاری آنان برای کودکان ما تأثیرگذار است و جاذبه زیادی برای آنها دارد. بنابراین اگر مهر و محبت در دل کودک و نوجوان به شکل یک بذر کاشته شده باشد، با ذکر نمونههای خوب اخلاقی و سیره امامان علیهم السلام باید آن را آبیاری کرد تا هم خشک نشود و هم به خوبی رشد کند و ثمرات بیشتری بدهد.
به این صورت محبت در قلب آنها عمق بیشتری پیدا میکند و جاودانه میشود. البته خواندن شعرهای زیبا و روان درباره آن بزرگان هم میتواند برای کودک و نوجوان جذاب و ایجادکننده محبت باشد.
جشن و عزا در خانواده
یکی از نشانههای اهل ایمان، شاد بودن در شادی اهل بیت علیهم السلام و عزاداری در عزا و اندوه آن بزرگان است. چگونه این آموزه مهم را میتوان به کودک و نوجوان آموخت؟
پدر و مادری که دوستدار اهل بیت علیهم السلام هستند، در غم آن بزرگان غمگین و در شادی ایشان شاد میشوند. به همین دلیل است که محیط خانه را در روزهای شهادت اهل بیت علیهم السلام با نوای حزنآلود یا پارچه مشکی تزیین میکنند و در روزهای تولد آن بزرگان، با چراغانی کردن و تهیه شیرینی یا شکلات جشن میگیرند.
به این ترتیب کودک و نوجوانی که در این خانواده زندگی کرده و رشد میکند، محبت ائمه اطهار علیهم السلام و احترام به ایشان را از والدین خود یاد میگیرد و در زندگیاش به کار میبندد.
در این مورد بزرگترها میتوانند در روزهای تولد ائمه اطهار علیهم السلام، به کودک و نوجوان خانواده هدیهای بدهند تا شیرینی و عید بودن آن روز را به کام او بچشانند. به این صورت کودک و نوجوان بهتر متوجه عید بودن آن روز میشود. از طرف دیگر اگر بزرگترها فرزندان را همراه خود به مراسم جشن یا عزای اهل بیت علیهم السلام میبرند، باید مراقب باشند تا او اذیت نشود و زمینه دلزدگی از حضور در این مراسم ایجاد نشود. بنابراین جشن و عزا در محیط خانواده باید با نهایت دقت انجام شود تا زمینه محبت اهل بیت السلام در کودک و نوجوان ایجاد شود.
عنوان کردن فضایل و خوبیها
در کتاب بحارالانوار نوشته شده که خداوند تعالی به حضرت موسی علیه السلام فرمود: «من را دوست داشته باش و مردم را هم دوستدار من کن.» حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: «خدایا! من تو را دوست دارم. اما برای اینکه مردم هم دوستت داشته باشند چه کاری باید انجام بدهم؟» خداوند متعال فرمود: «آنها را به یاد نعمتهای من بینداز.»
هر کدام از ما وقتی نسبت به شخصی محبت پیدا میکنیم و او را دوست داریم که خوبی و لطفی از او درک کرده باشیم. این نکته را هم میتوان به عنوان ابزاری برای ایجاد محبت امامان معصوم علیهم السلام به کار گرفت.
به این صورت که پدر و مادر، خوبیها و نیکیهای آن بزرگان را برای فرزند خود بازگو کنند. گفتن جملههایی مانند اینکه ایشان ولینعمت ما هستند، راه خوب بودن و رسیدن به خوبیها را به ما نشان میدهند و واسطه فیض و برکت خدا هستند، میتواند در ایجاد مهر و محبت ایشان در قلب کودک و نوجوان مؤثر باشد.
به عبارت دیگر، ائمه اطهار علیهم السلام حق بسیاری بر عهده ما دارند و تمام نعمتها و موهبتهای معنوی و دینی ما از این خانواده است. به همین دلیل پدر و مادر و بزرگترهای خانواده وظیفه دارند از طریق بازگو کردن این خوبیها، محبت آنها را در قلب نسل خود ایجاد کنند.
همان طور که در این باره در زیارت جامعه کبیره آمده است: «به دلیل موالات و دوستی با شما، خداوند نشانههای دینمان را به ما آموخت و آنچه از دنیای ما تباه شده بود اصلاح کرد. به واسطه موالات شما سخن تمام شد و نعمت، عظمت یافت و تفرقهها به همدلی تبدیل شد. با موالات شما طاعت واجب الهی قبول میشود.»
امام رضا علیه السلام هم این نکته را با ظرافت و دقت زیبایی بیان فرمودهاند که: «اگر مردم خوبیهای سخنها و تعالیم ما را بدانند و درک کنند، از ما پیروی میکنند.»
احترام را فراموش نکن
محبت همراه با ادب و احترام است که نشان از ایمان و عشق حقیقی دارد. چطور باید ادب و احترام را نیز در کنار محبت اهل بیت علیهم السلام آموزش داد؟
همان طور که محبت داشتن نسبت به هر انسانی همراه با چاشنی ادب و احترام زیباتر و حقیقیتر جلوه میکند، محبت داشتن به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام نیز همین گونه است.
در حقیقت دوست داشتن ائمه اطهار علیهم السلام و آموزش این محبت به فرزندان، نکته بسیار مهمی است. اما آنچه که در این میان نباید به هیچ وجه از یاد برود، حفظ حرمت آن بزرگان است.
پدر و مادر وظیفه دارند که حتی در نام بردن اهل بیت علیهم السلام هم حرمتشان را حفظ کنند. به عنوان مثال میتوان به جای اینکه بگوییم «امام حسن علیه السلام گفت» گفته شود «امام حسن علیه السلام فرمودند». به این صورت کودک و نوجوان یاد میگیرد که باید آن بزرگان را حتی در کلام و سخن گفتن هم تکریم کرده و احترام بگذارد.
ذکر صلوات بعد از برده شدن نام امامان معصوم علیهم السلام هم نکته بسیار مهمی برای آموزش احترام به فرزندان است. درواقع اگر بزرگترها بعد از برده شدن نام پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام صلوات بفرستند، این پیام را به فرزند خود میرسانند که در عین داشتن محبت آن بزرگان در دل، باید به ایشان احترام گذاشت.
این نکته در روایتهای بسیاری نقل شده که خود امامان معصوم علیهم السلام هم بر این مورد تأکید فرمودهاند و خودشان در زمان برده شدن نام پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام بر آنها درود و صلوات میفرستادند.
در کتاب وسائل الشیعه نوشته شده که روزی دعبل، شاعر اهل بیت علیهم السلام، شعری در مدح امامان معصوم علیهم السلام خوانده بود و آن را در محضر امام رضا علیه السلام میخواند. وقتی شعرش به بیان زمان ظهور و قیام قائم آل محمد علیه السلام رسید، امام رضا علیه السلام از جای خود بلند شده و دست مبارک خود را به نشانه احترام بر روی سر گذاشتند. سپس برای فرج آن حضرت دعا فرمودند.